26 , 27 مهرماه 88
10/19/2009
خیله خب
دیروز که رفتیم و بعداز ظهری دیدم که 4 ساعت پست دارم
پست ساعت 4 تا 6 عصر و 12 شب تا 2 صبح
پستها را ترکوندیم ولی جاتون خالی تا تونستیم توی آسایشگاه بوی جوراب و عرق خوردم
شام هم که پنیر و انگور بود خوردیم
شام را من و یکی از بچه های مخابرات بیرون فیزیکی خوردیم و همون لحظه یک گربه ماده 4 توله خودش را آورده بود گردش علمی که ما مقداری پنیر و انگور براشون پرتاب کردیم
شب هم خوابیدیم و صبح 27 مهر ساعت 6 بیدار شدم
رفتم صبونه را گرفتم و رفتم واحدم
اونجا هم حالم خیلی بد بود سرماخوردم
بعد هم بعدازظهر شد رفتیم شامگاه را زدن و بعد اومدیم و دژبان ارشد کمی ضر ضر کرد و بعد هم راهی خونه شدیم